تاریخ همجنس گرایی در تمدن انسان

تاریخ همجنس گرایی در تمدن انسان ، برمیگردد به قرنها قبل از میلاد مسیح. روانشناس آلمانیMaria Benkert در اواخر قرن 19 برای اولین بار تمایل جنسی مردان به هم جنسانشان را مطرح کرده است. در این نوشتار و سایر مدارک موجود در یونان باستان و امپراطوری رُم گرایش جنسی به هم جنسان وجود داشته و در برخی موارد حتی مورد قبول بوده است. دیوژن درباره ژنرال و سیاستمدار آتنی قرن پنجم قبل از میلاد میگوید: Alcibiades بقدری زیبا بود که در نوجوانی مردها را از زنانشان می ربود و در بزرگسالی زنان را از مردانشان. در نوشته های پلوتارک بنام ” دیالوگ در باره ی عشق ” می خوانیم: عاشق زیبایی بدام عشق می افتد هر جا که با جمال و کمال بیمانندی برخورد کند و در این میانه جزئیات جسمانی اهمیتی ندارد.می بینیم که در این جا جنسیت را در زمره جزئیات و جمال و کمال را جز کلیات اصلی برای عشق ورزی دانسته اند. از طرف دیگرPlato در کتاب قانون، رابطه جنسی بین زن و مرد را طبیعی و تمامی رفتارهای جنسی دیگر را غیر طبیعی می شناسد بعدها ارسطو هم از این قانون حمایت کرد. با پیشرفت تمدن دانش و فرهنگ انسانی مسائل و مشکلات بشر زیر ذره بین علم قرار گرفت.چون و چرای رفتارهای غیر طبیعی را مورد مطالعه قرار دادند. و به همین دلیل هم جنس گرائی هم در قرن های 18 و 19 از دایرهء اسطوره و مذهب به دایره علم و روانشناسی کشیده شد. امروزه زیر بنای هم جنس گرائی را در ارتباط با وضعیت بیولوژیکی فرد از ابتدای دوران جنینی و شرایط روحی روانی حاکم بر محیط شخص در کودکی بررسی می کنند و اعتقاد بر این است که هم جنس گرایی نشانه ضعف و ناتوانی شخص از نظر روحی و روانی نمی باشد. از طرف دیگر پذیرش این واقعیت که تمایل به هم جنس، گرایشی است که از درون انسانها پدیدار می شود و انتخابی نیست، سبب می شود که توهین و تحقیر و تهدید و جریمه کردن و به عنوان یک گناهکار با آنها برخورد کردن به شدت غیر انسانی است. برخی از مخالفین هم جنس بازان ادعا می کنند که افراد ضد اجتماعی هم بیمارانی هستند که نفرت نسبت به جامعه از درونشان بر می خیزد، Pyromaniacs یا آنها که جنون آتش افروزی دارند هم از یک نیاز تحمل ناپذیر به آتش افروزی رنج می برند ، آیا باید آنها را هم آزاد بگذاریم ؟ پاسخ این است که هم جنس گرایی با تجاوز به حقوق دیگران و آسیب زدن به اموال این و آن همسان نیست. و به همین دلیل در اینجا قانون، هم جنس گرایی را به عنوان یک نحوه ارتباط اجتماعی، انسانی، عاطفی و جسمی با شخص دیگر که او هم چنین هدف مشابهی را دنبال می کند آزاد اعلام کرده است. متاسفانه طرفداران و مخالفین این مسئله اجتماعی بدون توجه به نتایج مخربی که دامن گیر جامعه خواهد شد به شدت به یکدیگر حمله می کنند و نتیجه این که در این میان انسانهای بیگناهی نابود خواهند شد. مخالفت با هم جنس گرائی از زمان Plato آغاز شد.او در کتاب قانون به پیروی از ” قانون طبیعت ” رابطه جنسی بین زن و مرد را طبیعی و تمامی رفتار های جنسی دیگر را غیرطبیعی می شناسد. بعدها ارسطو هم از این قانون حمایت کرد. و بعدتر مذاهب حتی روابط جنسی بین زن و مرد را هم تحت قوانین خاصی مجاز دانستند و تخلف از قوانین به شدت مجازات میشد. حتی در دنیای متمدن امروزی می بینیم مذهبیون چگونه با همجنس بازان رفتار میکنند و در مقابل بعضی همجنس بازان چگونه با کودکان بیگناه به عداوت می پردازند. در نیوزلند دانشکده پزشکی مربوط به مسیحیون در نشریه Psychological Medicine از دانشگاه کمبریج چنین گزارش می کند: در مطالعات گسترده ای که روی هم جنس گرایان 21 – 26 ساله انجام گرفته به این نتایج دست یافته اند: 12% این افراد در کودکی مورد تجاوز جنسی قرار گرفته بودند. 13% والدین آن ها جز متخلفین قانونی و جنایی بوده اند. 24% والدین آن ها مواد مخدر مصرف می کرده اند. 71% به افسردگی مبتلا بودند. 43% وابستگی به مواد مخّدر داشته اند. 71% افکار خودکشی داشته اند. 28% اقدام به خودکشی داشته اند. که در مقایسه با افراد معمولی (غیر هم جنس گراها ) آمارهای فوق بیش از چهار برابر گروه شاهد نشان داده شده است. مطالعه دیگری روی دانشجویان دانشگاه، میزان مصرف مواد مخدر در پسران و دختران هم جنس گرا را بطور چشم گیری بیشتر از افراد معمولی نشان میدهد. تنها استثنا در مصرف الکل توسط مردان غیر هم جنس گرا است که بیشتر از هم جنس گراها بوده است. Center of Disease Control مرکز کنترل بیماریها در امریکا گزارش می دهد: روابط جنسی بین مردان هم جنس باز سبب افزایش مبتلایان به بیماری سفلیس و سوزاک بوده است.سرپرست این مرکز می گوید تعداد مبتلایان به حدود 2 میلیون رسیده و هزینه درمانی آنها بالغ بر 13 بیلیون دلار در سال خواهد بود. این گزارش می گوید از سال 2000 تا 2004 ، 30% به شماره مبتلایان افزوده شده و 64 درصد این افراد مردان هم جنس باز می باشند . خبر ناگوار دیگر اینکه مقاومت بیماری های مقاربتی نسبت به آنتی بیوتیک ها در هم جنس گرایان 8 برابر افراد غیر هم جنس گرا است. چرا این افراد این قدر باید تحت فشار باشند که به قیمت نابودی خودشان بخش بزرگی از جامعه را با خود به گرداب می برند؟ما جسته و گریخته می شنویم که برخی از مبتلایان به Aids از روی خشم با غیر هم جنسانشان رابطه برقرار می کنند برای این که غیر هم جنس بازان هم از این بلای خانمان سوز بی بهره نمانند؟! گروه اندکی از کودکان در دوران جنینی به دلیل گوناگون با هورمون های جنس مخالف در تماس بیش از اندازه قرار می گیرند و در نتیجه نه تنها رشد کامل و طبیعی دستگاههای جنسی احتمالاً گرفتار اختلال می شود بلکه مغز این کودکان به عقیده برخی از محققین آمادگی پذیرش و بکار بردن ویژگی های رفتاری و احساسی جنس مخالف را بدست می آورند. روانشناسان مطمئن نیستند که درجات کمتر از هورمون های جنس مخالف که تاثیر قابل رویت روی دستگاههای جنسی نمی گذارد آیا می تواند ذهن پسربچه ای را به سمت هم جنس گرائی متمایل کند یا نه ولی آنچه مطمئن هستیم این است که گروهی از کودکان دختر و پسر پس از تولد از حدود 2 سالگی به بعد تمایل به جنس مخالف پیدا می کنند و دوست دارند مثل آنها رفتار کرده و لباس بپوشند واز دستگاه های جنسی خودشان ناراحتند. اگر کودک پسر است لباس دخترانه می پوشد ماتیک میزند، با دخترها بیشتر هم بازی می شود ، آرزو می کند که سینه داشته باشد، از ورزش های رقابتی می پرهیزد ، از بازی های خشن دوری می کند و نهایتاً دلش می خواهد که دستگاه جنسی دیگری می داشت. اگر کودک دختر است ، لباس های پسرانه را دوست دارد، مثل پسرها رفتار می کند ، اغلب دنبال ورزش های رقابتی است ، لباس هایی می پوشد که سینه ها را پنهان کند و آرزو می کند که اگر بزرگ شد مرد باشد. این افراد در چشم روانپزشکان به بیماری در شناخت جنسیت مبتلایند (Gender Identity Disorder) دکترZucker Kenneth سرپرست مرکز کودکان و نوجوانان مبتلا به GID در تورنتو کانادا می گوید: این بچه ها در خانواده هایی بیشتر دیده می شوند که بین 2 تا 5 سالگی که سن حساس انتخاب رفتار های مردانه یا زنانه است مورد توجه والدین نبوده اند. مطالعات نشان می دهد که GID در شرایط زیر بیشتر دیده شده:

1- والدین رفتار کودک را که با جنسیت او منافات دارد تحمل می کنند (مثلا پسری که لباس زنانه می پوشد و یا دختری که سبیل می گذارد).

2- اغلب مادر از نظر عاطفی سرد و دور از دسترس است.

3- پدر با فرزند پسر کم وقت صرف کرده است.

4- پدر در میان نبوده و مادر وقت بیش از حد صرف کودک پسر می کند.( مطالعه دیگری بوسیله دکتر گرین روی پسر بچه های دختر نما در 5 سال اول عمر نشان می دهد که این کودکان در مقایسه با گروه شاهد ساعات بسیار کمتری را با پدرشان گذرانده اند.)

5- پسر بچه های مبتلا به GID بیشتر چپ دست هستند و نسبت پسر به دختر در جمع خانواده بیشتر بوده است.

دکتر Zucker می گوید بچه ها چشم به دهان شما دارند و به هر کاری دست می زنند واکنش شما برای آنها مهم است.اما چرا والدین رفتار غیر طبیعی کودک را تحمل می کنند:

1- ممکن است اعتقاد داشته باشند که هر چه بچه ها بخواهند باید قبول کرد.

2- در تماس با متخصصین به آنها گفته شده که به او کاری نداشته باشید.

3- پدر و مادر هم عقیده نیستند لذا هر دو سکوت می کنند.

4- پدر و مادر گرفتار مشکلات خودشان هستند.

مطالعات نشان داده که بیماران مبتلا به GID اغلب نهایتاً همجنس گرا خواهند شد و در اینجا است که مسئله به موضوع برخورد دیدگاهها و گروههای مختلف تبدیل میشود . سازمان های هم گراها اعتقاد دارند که GID نتیجه تبعیض اجتماعی و جنسی است و نباید معالجه شود و باید بگذاریم که افراد همان طور که هستند باشند. ما روانپزشکان اعتقاد داریم که دنیای موجود برای چنین آزادی ساخته نشده و آنهایی که نهایتا هم جنس گرا می شوند (طبق آمارهای ذکر شده) مورد شکنجه و تجاوز و تحقیر قرار خواهند گرفت و بهتر است هر چه زودتر در همان سالهای کودکی این افراد مورد درمان قرار بگیرند. برای درمان این کودکان ضمن بررسی های کلی و عمومی ممکن است تست های هورمونی و آزمایشگاهی هم نیاز باشد. آنهایی که کاملاً از نظر جسمانی کاملا” سالم اند ، برای آموزش نقش جنسی واقعی و جبران کمبود های عاطفی احتمالی تحت روان درمانی قرار می گیرند.برخی از این بیماران که درمان نشده اند، ناگزیر در بزرگسالی با تزریق هورمون های جنس مخالف و جراحی های خاص، خود را به شکل جنس مخالف در می آورند. درمان GID درمان کودکان مبتلا به GID (بیماری شناخت جنسیت) هر چه زودتر باید آغاز شود. والدین این کودکان نیاز به روان درمانی دارند. کودکان در طول جلسات روان درمانی ضمن پذیرش جنسیت واقعی خویش رفتار ثانویه جنس مناسب را می آموزند و کمبود های عاطفی آنها که منجر به پدیداری بیماری شده جبران می شود.

منبع : همکلاس

~ توسط پسرشیرین در 2009/01/21.

2 پاسخ to “تاریخ همجنس گرایی در تمدن انسان”

  1. [...] لینک به منبع [...]

  2. salam mahdi, dumuzi hastam (dumuzi2.blogspot)
    khoshhalam ke duste jadidi peyda kardam, kheylia yani ziyad:)

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

 
دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.